ارزش اصلی فناوری بلاکچین، قابلیت اشتراکگذاری مستقیم آن با سایر کاربران بدون نیاز به یک مدیر مرکزی است.
فناوری بلاکچین و مفهوم پشت آن، قابلیت عظیمی برای افزایش امنیت تبادل دادهها در سایر صنایع نیز فراهم میکند. همچنین میتواند انتقال دادهها را بین طرفین یا نهادهای مختلف سادهتر و آسانتر کند.
اینها دلایل اصلی هستند که چرا بسیاری از بخشها در صنایع مختلف شروع به استفاده از این فناوری برای بهبود فرآیندهای فعلی خود کردهاند.
تصور کنید چه تاثیری میتواند بر سایر خدمات مانند خدمات حقوقی داشته باشد، برای درک چگونگی بهرهمندی جامعه حقوقی از آن، ادامه مطلب را بخوانید.
چگونه قراردادهای هوشمند ممکن است بر جامعه حقوقی تأثیر بگذارند
در حال حاضر، فناوریهای بلاکچین با استفاده از دفاتر کل عمومی تغییرناپذیر که در یک شبکه توزیعشده گسترده شدهاند، صنایع مختلف را در سطح جهانی متحول و متحول میکنند. عنصر اصلی تحولآفرین بلاکچین در اکوسیستم تجاری و اقتصادی امروز، توانایی آن در از بین بردن لزوم (که اغلب بدیهی تلقی میشود) اعتماد به واسطهها برای تأیید یک تراکنش است.
قدرت تمرکززدایی دفتر کل عمومی روی زنجیره، فناوری زیربنایی و فلسفه بیتکوین بود که دارای یک سیستم تأیید همتا به همتا است که در آن سوابق، که توسط رمزنگاری ایمن شدهاند، با اجماع در تمام گرهها و اعضای شبکه تأیید میشوند.
این فناوری، اتکا به یک شخص ثالث مورد اعتماد متمرکز را که اغلب در موسسات بانکی یا دولتی که اطلاعات و ارزش را کنترل و مدیریت میکنند، به عنوان واسطههای پیشفرض اعتماد در جامعه، تجسم مییابد، از بین میبرد.
اگرچه، در ابتدا، بلاکچین در درجه اول برای انجام تراکنشهای ارزهای دیجیتال توسعه داده شد، اما پتانسیل آن بسیار فراتر از این است. یکی از این کاربردها در تعریف ‘قرارداد هوشمند’ قرار میگیرد.
علیرغم برداشتهای مختلف و رقابتی در مورد اینکه قراردادهای هوشمند چیستند، میتوان آنها را به طور کلی به عنوان پروتکلهای کامپیوتری یا الگوریتمهایی طبقهبندی کرد که میتوانند فرآیند مذاکره یا عملکرد قراردادها را تأیید کنند، به طوری که پس از برآورده شدن شرایط از پیش برنامهریزی شده، بندها به طور خودکار اجرا میشوند.
یک مثال ساده از یک قرارداد هوشمند، توافقی است که به صورت کد کامپیوتری ترجمه میشود و در آن گروهی از علاقهمندان به فوتبال بر سر شرطبندی روی تیمی که قرار است قهرمان لیگ برتر شود، به توافق میرسند. در پایان فصل، قرارداد هوشمند اطلاعات را از وبسایت رسمی لیگ برتر بازیابی کرده و بهطور خودکار مبلغ برد را بین فردی که با موفقیت تیم برنده را پیشبینی کرده است، توزیع میکند.
این نوآوری نیاز به اتکا به شخص ثالث برای اجرای چنین مذاکرهای یا ثبت آن را از بین میبرد. با این وجود، چنین توضیح ابتدایی، حق مطلب را در مورد مزایای اساسی قراردادهای هوشمند ادا نمیکند.
قابل درک است که جامعه حقوقی در حال بررسی مسائل و پیامدهای قراردادهای هوشمند به عنوان نیرویی غیرقابل توقف است که به طور خودکار قانون قراردادها را به اجرا در میآورد.
این قراردادهای خوداجرا و خوداجرا شونده به چه نحوی بر قانون قراردادها و مجریان آن تأثیر خواهند گذاشت؟ آیا قراردادهای هوشمند با توجه به کارایی و تواناییهایشان در کاهش هزینه، به سرعت جایگزین قانون قرارداد سنتی خواهند شد و آن را از بین خواهند برد؟ پاسخ یک ‘بله’ و «خیر» آزاردهنده و مبهم است.
این نوآوری نیاز به تکیه بر شخص ثالث برای اجرای چنین مذاکرهای یا ثبت آن را از بین میبرد.
برای اینکه بتوانیم از فرصتهایی که قراردادهای هوشمند ارائه میدهند، بهره ببریم، باید اصول اساسی که قرارداد کتبی سنتی و فناوری جدید ارائه میدهند را ارزیابی کنیم. فناوری پشت قرارداد سنتی، که از زمانهای قدیم وجود داشته است، صرفاً یک جایگزین کتبی برای یک وعده شفاهی است؛ یک ملاقات مشترک ذهنها که روی کاغذ نوشته شده است و به موجب آن هر یک از طرفین با بیان قصد خود برای همه علاقهمندان، تعامل خود را تنظیم میکنند تا در مقابل یک قاضی بیطرف، آن را ببینند و علیه یکدیگر استفاده کنند.
در مواجهه با این ابزار بیزمان، قراردادهای هوشمند چگونه عمل میکنند و نوآوری در کجا قرار دارد؟ اگر صرفاً بخواهیم به قراردادهای هوشمند به عنوان نسخه دیجیتالی یک توافقنامه کتبی معمولی نگاه کنیم، میتوانیم بگوییم که این فناوری چیزی بیش از تغییر در بستری که در آن ارائه میشود، به ما نداده است.
با این حال، قراردادهای هوشمند بسیار فراتر از آن چیزی هستند که به نظر میرسند، زیرا این خودِ قرارداد هوشمند نیست که ارزش اساسی خود را دارد، بلکه ماهیت غیرمتمرکز، تغییرناپذیر و توزیعشدهی آن است که از بلاکچین، پلتفرمی که قراردادهای هوشمند بر روی آن ساخته میشوند، ناشی میشود.
بسیاری از شرکتهای تحولآفرین در آینده، آنهایی خواهند بود که میتوانند از این اصول بهرهبرداری کرده و آنها را با نیاز ابدی قراردادی که تعاملات تجاری ایجاب میکند، پیوند دهند.
بسیاری پیشبینی میکنند که از نظر محبوبیت و کاربردی بودن در آینده، استفاده از فناوری بلاکچین به زودی فراگیر خواهد شد و روشهای سنتی تبادل دادهها و ارزش بین یکدیگر را متحول خواهد کرد.
به نقل از بسیاری از مبلغان جامعه کریپتو، “بلاکچین همان کاری را که اینترنت با انتقال اطلاعات انجام داد، در انتقال ارزش و ثروت انجام خواهد داد”.
اکنون ما با ‘اینترنت اشیا’ روبرو هستیم، جایی که میتوان پلتفرم جدیدی پیدا کرد که دنیای تجارت را متحول میکند و نظم سنتی امور انسانی را به سمت بهتر شدن تغییر میدهد.
این شیوع سریع بلاکچین و قراردادهای هوشمند، که در آن به بازیگران تجاری اکنون ریسک عملیاتی و حقوقی کمتری ارائه میشود و دیگر نیازی به اعتبارسنجی شخص ثالث نیست، باید به عنوان هشداری برای حرفه حقوقی عمل کند. با این اوصاف، اعضای حرفه حقوقی نباید فعلاً نگران باشند و برای عبور از بخش طبقهبندیشده تقلا کنند.
حرفه حقوقی در حال جایگزینی نیست و تا زمانی که انسانها احتمال کمی برای اختلاف نظر در تفسیر یک چیز یا چیز دیگر داشته باشند، وجود خواهد داشت. با این وجود، میتوان پیشبینی کرد که قراردادهای سادهتر و استانداردتر، مشمول استانداردسازی بیشتری خواهند شد و به آرامی در چنگال زنجیره و اتوماسیون قرار میگیرند.
وکلا ذاتاً محافظهکار هستند، اما برای اینکه بتوانند همچنان مطرح بمانند، باید فناوری را بپذیرند و با جلوتر ماندن از بازار، از آن به نفع خود استفاده کنند. حرفه حقوقی در محراب عصر دیجیتال ایستاده است و چه خوب و چه بد، این دو مجبور خواهند شد در فضایی که دائماً در حال محدود شدن است، با هم همزیستی کنند.
غولهای وکالت در آیندهی نزدیک، آنهایی خواهند بود که به ضرورت قراردادهای هوشمند و فناوری بلاکچین توجه میکنند و از ظرافتهایی که باعث میشوند دنیای حقوقی و دیجیتال با هماهنگی کار کنند، قدردانی کردهاند.
برای اینکه توسعهدهندگان فنی بتوانند یک قرارداد هوشمند موفق ایجاد کنند و از شکست اجرای خودکار جلوگیری کنند، ابتدا باید قرارداد هوشمند قانونی باشد. مذاکرهای که به صورت خودکار اجرا میشود، زمانی که یکی از طرفین ممکن است اعتبار خود را در قانون انکار کند یا قراردادی داشته باشد که به صورت خودکار اجرا نشود و همچنان نیاز به مراجعه به دادگاه داشته باشد، بیهوده است.
در رابطه با هجوم فعلی این موضوع، اکنون زمان اقدام و پوشش دادن به حوزههای خاکستری موجود بین قانون و جنبه علوم کامپیوتر این انقلاب است. در یک ‘محیط قرارداد هوشمند’، ممکن است اجرا و محدود کردن هرگونه سوءاستفاده بدون ارجاع به یک داور انسانی دشوار باشد. بنابراین، اجرای صحیح و به موقع این امر، ترکیبی از این دو نقش را برای غلبه بر موانع پذیرش و همچنین تضمین تبدیل پایدار از سنتی به جدید، فراهم میکند.
دانشجویان باید تشویق شوند که مهارتهای دوگانهی حقوق و برنامهنویسی کامپیوتر را فرا بگیرند، زیرا پر کردن چنین شکافی، مزیت قابل توجهی در تقاضای آنها ایجاد میکند.
از طریق تایمز آو مالت
0 اشتراک گذاری
اشتراک گذاری توییت








